|
LIFE
|
||
آخرین مدل حالگیری!!!
دخترجواني از مکزيک براي يک مأموريت اداري چندماهه به آرژانتين منتقل شد.
پس از دوماه، نامه اي از نامزد مکزيکي خود دريافت مي کند به اين مضمون:
لوراي عزيز، متأسفانه ديگر نمي توانم به اين رابطه از راه دور ادامه بدهم و بايد بگويم که دراين
مدت ده بار به توخيانت کرده ام !!! ومي دانم که نه تو و نه من شايسته اين وضع نيستيم. من را
ببخش و عکسي که به تو داده بودم برايم پس بفرست
باعشق : روبرت
دخترجوان رنجيـده خاطرازرفتارمرد، ازهمه همکاران ودوستانش مي خواهدکه عکسي ازنامزد،
برادر، پسرعمو، پسردايي ... خودشان به اوقرض بدهند وهمه آن عکس ها راکه کلی بودند
باعکس روبرت، نامزد بي وفايش، دريک پاکت گذاشته وهمراه با يادداشتي برايش پست مي
کند، به اين مضمون:
روبرت عزيز، مراببخش، اما هر چه فکر کردم قيافه تو را به ياد نياوردم، لطفاً عکس خودت راازميان
عکسهاي توي پاکت جداکن وبقيه رابه من برگردان.....
منطقه1
روزها برق باشد شبها به علت برهم خوردن مجالس پارتی از ساعت 20 تا 3 صبح برق برود
منطقه 2-3
مانند بالا
منطقه 4
روزی نیم ساعت برق نباشد جهت اعمال قانون و یکنواخت سازی
منطقه 5
روز 2 ساعت به اضافه 5 ساعت تنبیه سال 1342 که منطقه به شرکت برق بدهکاربود( پرونده موجود است)
منطقه 6
صبح ها که نور کافیست برق نباشد برای شب هرکسی برق می خواهد برگه درخواست برق پر شود بخش اداری پیگیری نماید
منطقه 7
بیخود کردن برق می خواهند یک روز درمیان کافیست کسی اعتراض کرد آب شرب آن خانوار قطع شود تا عبرت سایرین گردد
منطقه 8
منزل مادر خانم بنده آنجاست همیشه برق باشد
منطقه 9
منزل خودمان آنجاست جهت رعایت عدالت فقط 20 دقیقه دم صبح برود
منطقه 10
منزل باجناق آنجاست، آنچنان برق برود و بیاید که تمام لوازم صوتی وی بسوزد تا رویش کم شود
منطقه 11
به کل برق نباشد ( دلیل خواستند گاز قطع شود)
منطقه 12-13
بچه محل های قدیم آنجا سکونت دارند عاشق فوتبال هستند شبهایی که فوتبال دارد برق باشد
منطقه 14-15-16
به علت ازدیاد اراذل برای از بین بردن پتوق ها شبها کلا برق لازم نیست
منطقه 18-19-20
روزی نیم ساعت به دلخواه شهردار مناطق
منطقه 21-22
بخشنامه شود که اختراع برق توسط ادیسون شایعه بوده
چند روزپیش تو اخبار اعلام شد که از ابتدای تیرماه امکان دریافت بنزین سوپر از طریق کارت سوخت وجود ندارد و کسانی که می خواهند از این نوع بنزین استفاده کنند، میبایست آن را به صورت آزاد از جایگاههای عرضه بنزین دریافت کنند. .
رییس ستاد تبصره 13 همچنین تاکید کرد: از ابتدای تیرماه برای خودروهای تولید داخل که حجم موتور آنها بیش از 2000 سیسی می باشد، بنزین سهمیه ای تعلق نخواهد گرفت و دارندگان این خودروها می بایست بنزین مورد نیاز خود را به صورت آزاد تهیه کنند. ...هاشمی درباره علت حذف بنزین سهمیه ای برای این دسته از خودروها گفت: این دسته از خودروها درصد پایینی از خودروهای موجود را به خود اختصاص داده اند و بیشتر این خودروها از جمله خودروهای گرانقمیت هستند که افراد متمکن آن را خریداری می کنند و کسی که ۳۰ میلیون داره بده ماشین بخره حتما براش مسئله ای نیست بنزین آزاد هم تهیه کنه...
بدینوسیله برنامه های آینده ستاد سهمیه بندی بقیه اقلام بدین شرح اعلام میگردد :
· قطع آب لوله کشی مناطق زعفرانیه ..الهیه - شهرک غرب-فرمانیه-آجودانیه و... چون کسی که این قدر پول داره که میتونه تو این مناطق خونه بخره ..واسش مسئله ای نیست با آب معدنی دماوند حموم کنه !
· قطع برق مناطق یاد شده بالای شهر ... چون کسی که این قدر پول داره که خونه اش این جاهاس براش مسئله ای نیست که ژنراتور بزاره !
· قطع تلفن این مناطق ..کسی که پول داره ..خوب با موبایل صحبت کنه ..تلفن ثابت میخواد چی کار ...!
· قطع سوبسید مواد شوینده ..هرکی حوصله داره که هنوز تیپ بزنه و تمیز باشه و لباس مرتب بپوشه حقشه پودر رو گرون بخره !
· بستن چاده های شمال کشور در ایام تعطیلات ..به مدت چندین ساعت و اعلام نکردن اون ..خوب کسی که این قدر پول داره بره مسافرت حقشه یه چند ساعت تو گرما... تو راه بندون بمونه ...!
· ثبت نام نکردن بچه های افراد ی که ماشین بالای 2000 سی سی دارن در کلاسها و مدارس دولتی و تنبیه بچه های صاحبان ماشین های بین 1300 سی سی تا 2000 سی سی در ساعات زنگ تفریح به صورت شستن سرویس های بهداشتی مدرسه ها با چوبک (یه چیزی بوده که ۱۰۰ سال پیش باهاش رخت میشستن ..یارانه ای هم نبوده)!
· قطع سهمیه هوای مصرفی توسط این افراد به وسیله هدایت آنها روزانه به مدت 6 ساعت به مناطق آلوده(کسی که پول داره حقشه خفه شه اصلا)!
· بازرسی جیب کارمندان دولت به طور روزانه و نامحسوس به طوریکه هرکسی که بیشتر از 4000 تومان در جیبش یافت شد سهمیه نهار روزانه دریافت نخواهد کرد ..اون روز بره پیتزا بخوره ..به سلف سرویس وزارتخونه چه مربوط ..مرتیکه سرمایه دار ....4000 تومن...!
· کاهش حقوق کارمندانی که از لباس شیک در محل کار استفاده مینمایند ..کسی که این قدر پولش زیاد میاد که میره لباس میخره ..حقشه حقوقش کم شه !
· کارمندان لاغر 30 دقیقه وقت نهار ..کارمندان متوسط 15 دقیقه و کارمندان چاق 5 دقیقه واسه یه لیوان آب و یه قرص لاغری ..کسی که چاقه وقت نهار میخواد چی کار !
· قطع برنامه های تلویزیونی برای دارندگان تلویزیون ۲۴ اینچ به بالا ..کسی که این قدر پول داره که تلویزیون گنده و ال سی دی بخره .مشکل خودشه بره یه فکری بکنه به حال خودش ..!
· قطع اسانسور برای طبقات مرغوب اپارتمانها ..کسی که این قدر پول داره دنده اش نرم از پله بره بالا ...خیلی ناراحته ؟؟ هلیکوپتر بخره بزاره رو سره آپارتمان با اون این ور و اونور بره!
· ندادن خدمات پلیس به این گونه افراد معلوم الحال در صورت سرقت منازلشان یا قتل ..کسی که این همه پول داره خودش پلیس خصوصی استخدام کنه برن دزد و قاتل شو یپدا کنن ..واسه مجازات آقا دزده و دیگر متهمان در خدمتیم ولی!
· قطع سهمیه برق بیمارستان هایی که اشخاص با درآمد بالای ۶۰۰۰۰۰ تومان در ماه رو بستری میکنن ..این جور آدما بمیرن بهتره ...
آیا یه دقیقه کسی که این قوانین رو وضع میکنه فکر میکنه که اولا تو یه کشور همون طوری که رای دادن یکسان هست ..در بقیه موارد هم باید این یکسانی وجود داشته باشه ..یه اصطلاح تو اقتصاد هست به نام ظروف مرتبطه ..یعنی این که شما وقتی چند تا ظرف دارین که به هم راه دارن وقتی تو یکیشون آب بریزین به تمام ظرفهای دیگه هم سرایت میکنه ..اقتصاد هم همینه ..فکر نکنین اون آقایی که بالفرض وارد کننده یه کالای اساسی و یا حتی غیر اساسی هست و پول قیمت ماشینش بالای 30 میلیونه دست رو دست میزاره ..اون این افزایش قیمت رو جای دیگری از من و شما جبران میکنه ..
تبعات یه تصمیم اقتصادی همه مردم رو در بر میگیره ..کـٍی قراره اینو بفهمن ؟؟؟
آنگاه خدواند جهان را و خورشید و ماه و ستارگان و تپه ها و کوهها و جنگلها و سر انجام مرد را آفرید،به آفرینش زن پرداخت.
پیچکها ،لرزش و جنبش علف ها ،سستی نی ها ،نازکی و لطافت گلها ،سبکی برگها،تندی نگاه آهوان ،روشنی پرتو خورشید ،اشک ابرهای تیره،نا پایداری باد،ترس و رمیدگی خرگوش،غرور طاوس،نرمی کرک،سختی الماس،شیرینی عسل، درندگی ببر،گرمای آتش،سردی برف،پرگویی کلاغو صدای کبوتر را یکجا در هم آمیخت و از آن زن را آفرید و او را به مرد داد .
روزگار مرد سرشار از خوشبختی شد،زیرا این وی کسی را داشت که انباز(شریک) خوشی ها و شادهایش باشد. با این همه، پس از چندی مرد روی به درگاه خدای آورد و گفت:خداوندا !این موجودی که به من ارزانی داشته ای،زندگی مرا تیره وتار کرده است.یکسره پر چانگی میکند و جان من را به لبم رسانده است.هرگز مرا تنها نمی گذارد.توجه دائمی می خواهد.بیهوده فریاد می کشد من آمده ام او را پس بدهم،چراکه نمی توانم با او زندگی کنم.
خداوند زن را پس گرفت. هشت روز گذشت. آنگاه مرد به درگاه خداوند آمدوگفت:
خداوندا ! از روزی که زن رفته،زندگی من پوچ وتهی شده است. به یاد می آورم که او چگونه با من می رقصد و می خندید و زندگی من را سر شار از لذت می خواست. به یاد می آورم که او چگونه بر من خود را می آویخت ،و آنگاه که خورشید پنهان می شد و تاریکی پیرامون من را فرا می گرفت ،زندگی من چه آسوده و شیرین می گشت .
یک ماه گذشت . دوباره مرد به آستان خداوند آمد و گفت : پروردگارا من نمی توانم او را بشناسم و رفتارش را دریابم ،اما می دانم که او بیش از آنکه مایه خوشبختی من باشد مایه رنج و آزار من است.
خداوند پاسخ داد : (( به راه خود برو و آنچه که نیک است ،به جای آر))
مرد شکوه کنان گفت : اما من نمی توانم با او زندگی کنم
خداوند گفت : (( و بی او هم نمی توانی زندگی کنی))
(از افسانه های کهن سانسکریت )
روز مادر بر تمامی مادران و زنان شایسته ودوستان عزیزو تمامی ایرانیان در هر کجای این کره خاکی که می باشند مبارک باد
|
||||||||||||||||||||||||||
![]() مرد جوانی وسط شهری ایستاده بود و ادعا می کرد که زیباترین قلب را در آن شهر دارد. جمعیت زیادی گرد آمدند. قلب او کاملا سالم بود و هیچ خدشه ای بر آن وارد نشده بود. پس همه تصدیق کردند که قلب او به راستی زیباترین قلبی است که تا کنون دیده اند. مرد جوان، در کمال افتخار، با صدایی بلندتر به تعریف از قلب خود پرداخت. ناگهان پیرمردی جلوی جمعیت آمد و گفت: ( اما قلب تو به زیبایی قلب من نیست.) مرد جوان و بقیه جمعیت به قلب پیرمرد نگاه کردند. قلب او با قدرت تمام می تپید، اما پر از زخم بود. قسمت هایی از قلب او برداشته شده و تکه هایی جایگزین آنها شده بود؛ اما آنها به درستی جاهای خالی را پر نکرده بودند و گوشه هایی دندانه دندانه در قلب او دیده می شد. در بعضی نقاط شیارهای عمیقی وجود داشت که هیچ تکه ای آنها را پر نکرده بود. مردم با نگاهی خیره به او می نگریستند و با خود فکر می کردند این پیرمرد چطور ادعا می کند که فلب زیباتری دارد. مرد جوان به قلب پیرمرد اشاره کرد و با خنده گفت: ( تو حتما شوخی می کنی... قلبت را با قلب من مقایسه کن. قلب تو، تنها مشتی زخم و خراش و بریدگی است.) پیرمرد گفت: ( درست است، قلب تو سالم به نظر می رسد، اما من هرگز قلبم را با قلب تو عوض نمی کنم. می دانی، هرکدام از این زخم ها نشانگر انسانی است که من عشقم را به او داده ام؛ من بخشی از قلبم را جدا کرده ام و به او بخشیده ام. گاهی او هم بخشی از قلب خود را به من داده که به جای آن تکه بخشیده شده قرار داده ام. اما چون این تکه ها مثل هم نبوده اند، گوشه هایی دندانه دندانه در قلبم دارم که برایم عزیزند، چرا که یادآور عشق میان دو انسان هستند. بعضی وقتها بخشی از قلبم را به کسانی بخشیده ام، اما آنها چیزی از قلب خود به من نداده اند. اینها همین شیارهایی عمیق هستند. گرچه دردآورند، اما یادآور عشقی هستند که داشته ام. امیدوارم که آنها هم روزی بازگردند و این شیارهای عمیق را با تکه ای که من در انتظارش بوده ام، پر کنند... حالا می بینی که زیبایی واقعی چیست؟) مرد جوان بی هیچ سخنی ایستاد. درحالی که اشک از گونه هایش سرازیر بود، به سمت پیرمرد رفت. از قلب جوان و سالم خود، تکه ای بیرون آورد و با دست های لرزان به پیرمرد تقدیم کرد. پیرمرد آن را گرفت و در قلبش جای داد و بخشی از قلب پیر و زخمی خود را جای زخم قلب مرد جوان گذاشت. مرد جوان به قلبش نگاه کرد؛ دیگر سالم نبود، اما از همیشه زیباتر بود.عشق، از قلب پیرمرد به قلب او نفوذ کرده بود. |
|
|